تبليغاتX
ایلیا خدابخش ( ترانه سرا)
ایلیا خدابخش ( ترانه سرا)
چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388
برای الی ، داوود سالاریان و مسعود ...  

یه جورایی و شدید تنبل شدم تو نوشتن

سختمه ، سخت تر از کوه کندن

ولی دیدن فیلم درباره الی و شاید حرف هایی که باید این چند وقته می زدم و نزدم دلیلی شد واسه به روز کردن وبلاگم

اگه قبلا فیلم درباره الی رو ندید متن زیر رو نخونید

1 - دیروز به دعوت علیرضا به دیدن فیلم درباره الی رفتیم . ساعت 9 بود وارد سینما که شدیم گل از گلمون شگفت . هیچکس تو سینما نبود . اخ جون امروز دیگه جای صدای فیلم صدای چیپس و پفک نمی شنویم .

کم کم سینما شلوغ شد . اما به خودمون امید می دادیم اخه هیچکس سمت بوفه گوشه سینما نمی رفت . اینا با شخصیت هستن . می دونند تو سالن سینما باید فیلم دید نه ... . چشمتون روز بد نبینه . یه گروه 4 نفره پسر جوون وارد سینما شدن اول از همه سمت بوفه رفتن و دو تا پلاستیک چیپس و پفک گرفتن . به علیرضا یه نگاهی کردم و گفتم یادت باشه از اینها فاصله بگیریم .

وای که پفک خریدن این ها شد مثل یه ویروس و همه سالن انتظار رو فرا گرفت

از صدای پفک و خنده و دردل های مادرانه و خواهرانه و صدای بد سینما نگم بزار دلیل این نوشته رو بگم

من وقتی اومدم خونه شروع کردن سرچ کردن درباره الی نقد ها رو هر چی خوندم به دلم ننشست

یه جورایی با نظرشون موافق نبودم حتی با نظر علیرضا که خیلی قبولش داشتم و دارم تو این زمینه .

فیلم با صدقه دادن شروع می شه که اواسط فیلم یکی از شخصیت ها می گه به پیشنهاد الی بوده و اینکه هیچ یکی از بچه ها ندیده که الی به سمت دریا بره . ادمی که داره تو دریا غرق می شه حتی تو اون شرایط بد نگاهش به ساحل و امیدش به ادم ها تویه ساحل و کسی که می ره به کمک فریاد می زنه تا امید بده به شخصی که داره غرق می شه مثل بقیه شخصیت های فیلم که به کمک پسرک رفتن .

تو سکانس قبل اون وقتی الی داره بادبادک بازی می کنه به دخترک طناب بادبادک رو می ده و می گه من باید برم

و در صحنه اخر وقتی ابر می گه خودشه بدون نگاه به جنازه این حرف رو می زنه انگار که منظور از مردن الی اون احساس خودش به الی هستش که مرده پس بی هیچگونه مسئولیت و حتی احساسی به الی و بدهکار به 3 سال از زندگیش می گه خودتون به خانواده الی خبربدین و به سمت تهران حرکت می کنه

پس اگه فیلم درباره الی رو دیدین غصه نخورید الی زنده است .



2– چند وقت پیش یه نفر فوت شد که من بهش بدهکار بودم . خیلی کمکم کرد . روزی که قرار بود برای تشکر پیشش برم خبر فوتش رو شنیدم . اول باورم نشد ...

اقای داوود سالاریان ببخش که نوشته ای که برای تو بود رو به خاطر تنبلی خودم داخل وبلاگم نذاشتم همیشه برای من عزیز

خدا رحمتش کنه

3 – می خوام از عابد تشکر کنم که دوستی رو واسه یکی از بچه های خوب موسیقی سمنان به جا اورد و مراسمی خوب و با شکوه برای مسعود به جا اورد

مسعود جان بچه های موسیقی و تئاتر سمنان همیشه به یادت هستند . خدا تو رو توبهشت برین خودش قرار بده