تبليغاتX
ایلیا خدابخش ( ترانه سرا)
ایلیا خدابخش ( ترانه سرا)
سه شنبه بیست و پنجم دی 1386
ستاره ...  



ستاره

دوست دارم ستاره ، بیا با هم بخونیم

تا اخر ترانه با هم دیگه بمونیم

بمون تو این هوای ، همیشه سرد دنیا

دست تویه دست بچرخیم تا برسیم به رویا

بیا و خنده هاتو، ببخش به این شکسته

بذار که جون بگیره ، دست های پینه بسته

ستاره آی کجایی ، من رو زمین غریبم

دارم تو این تنهایی اروم اروم می میرم

نذار که بوی بارون بگیره چشمای من

نذار تویه غصه ها دوباره غرق بشه تن

دیشب دوباره در خواب ، فصل بهارم بودی

وقتی صدای خورشید منو ز خوابت پروند

خودم دیدم رو برف ها هیچ جای پایی نبود

دوست دارم ستاره ، بیا با هم بخونیم

تا اخر ترانه با هم دیگه بمونیم

بمون تو این هوای ، همیشه سرد دنیا

دست تویه دست بچرخیم تا برسیم به رویا

ترانه سرا : ایلیا خدابخش


پینوشت : امروز دلم واسه وبلاگ های قبلیم تنگ شده بود لوگوشون رو می زارم که برای خودم یاداوری بشه که چی توشون نوشتم


و حالا





جمعه بیست و یکم دی 1386
خاطره می ماند ...  

خاطره می ماند

دل من می گیره وقتی ، تویه کوچه ، تک و تنها

با خیالت ، تویه بارون ، تویه غم ها

می شمارم اشک های ابر و می خونم شعر سهراب

من می شم مجنونِ ِ مجنون که می گشت دنبال محراب

روزگارم بد نیست ...

روزگارم بد نیست!!

آی سهراب ، اشک هایت از غم نیست؟

زیر یک سرو بلند ، کنج دیوار قدیمیِ گلی

گریه ام می گیرد

من به یاد گرمیه اغوشت

سرو را می گیرم

و

صدای خنده ای می اید

گل شب بو به من می خندد

سرو همسایه به من می خندد

کودک همسایه از خنده به خود می لرزد

یکنفر در تن من ، نجوا کنان می گوید

سرو را

خاطره را

و

هرچه دارم از تو

ترک کنم در باران

تا بشوید باران

خاطرات و تنمان

جای پایت روی برگ

کَمکَمک باران شست

اشک های روی چشم

هر چه بود باران برد

خاطرات روزهای قبلمان

مانده است بر ایوان

چون طنابی بر دار

که مرا می خواند

خنده سرو بلندی که مدادی شده است

خنده ان گل شب بوی درون لیوان

خنده کودک همسایه که مردی شده است

می گوید

خاطره می ماند!!

شعر : ایلیا خدابخش



جمعه بیست و یکم دی 1386
مرگ ستاره ...  

ستاره

مرگ ستاره

پشت پرده قایم نشو ، ستاره مهمونی داره

اگه که تو بازم نیای ، اون دوباره کم می یاره

تو اسمون غوغا شده ، ستاره باز تنها شده

میون این همه ادم ، ستاره با غم ما شده

بیرون بیا ، بیرون بیا ، تو نور بپاش به جشن ما

قایم نشو تویه خیال ، بیرون بیا تورو خدا

بیا ببین که ستاره ، اشک می ریزه تو لحظه هاش

تویی همه امید او ، تویی دلیل خنده هاش

نگاش همش به ساعته ، تاخیر واست یه عادته

دیگه تو دوستش نداری ، من می دونم چند مدته

بیرون بیا ، بیرون بیا ، تو نور بپاش به جشن ما

قایم نشو تویه خیال ، بیرون بیا تورو خدا

نیابرای همیشه ، دیگه تموم شد ستاره

دیگه کسی نیست که تو رو به یاد ما ها بیاره

ترانه سرا : ایلیا خدابخش